و در آن روز که بر مسند تو ایستادم،
به دست خویش طومار انقراضم را امضای نمودم
و اکنون پانزده سال می گذرد،
و زمان قاتلی بی رحم بر هیچ کسی رحم نمی کند
و گذشته از دست و پنجه هامان در گریزست
و حال درین لحظه زمان کند می تپد
و روح من به خود می پیچد
اما می داند که بایست توقف نکرد
و راه را ادامه داد.
چرا که مرا حال خوشی در پیش است.
بیا تا بایدهای کهنه را درو بریزیم
وبخودمان بگوییم:
من باید بتوانم
باید این روزها بگذرد
من باید صبر کنم
من باید بایستم و درد خویش را نشخوار کنم
تا زان سوی گوشت بر تنم نشیند.
بایست...
بایست...
حدیث هستی...
ما را در سایت حدیث هستی دنبال میکنید
برچسب: زمان الوصل,زمان,زمانه,زمان اکران فیلم فروشنده,زمان پخش سریال پریا,زمانك راح,زمان الصمت,زمان کنکور 95,زمان تخمک گذاری,زمان پخش صفحه آخر, نویسنده: بازدید: 35