صبر

خرید بک لینک
در واپسین لحظات راه

در افق رو به غروب

و شفق رو به پگاه

چونان کاروانی خسته زجای می خیزم و

گرد راه می تکانم.

در آن دم که تمام هستی ام زمویی آویزان شده

معلق بر لبه پرتگاهی

به سان ریشه ی هرز یکی درخت

رشته ی صبر را می چسبم و

رو در روی افق به پیش می روم.

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم شهریور ۱۳۹۵ساعت ۵:۵۱ ب.ظ&nbsp توسط صادق افتخاری فر |
حدیث هستی...

ما را در سایت حدیث هستی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 55 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 2:54

صفحه بندی