از برای گلوله های داغی که ارمغانم می رسد.
و جگرم پاره پاره
قلبم خونین و
پگاه در منظر چشمانم تاریک.
اما امید اینکه لحظه ی جاودانه ی وصال نزدیک است
لحظه ای بر جای می ایستاندم
که به فراپشت ننگرم و
روبروی خویش را تا امتداد افق
چونان شعاع نور تابنده ای دنبال کنم. 11.10.95
ما را در سایت حدیث هستی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 12