
معشوق من دوری و لاینتناهی محدودم وجسم، متناهی. بین ما دیوار است. معشوق من در زمین جسم من، ز درد تنهایی و فراق می نالد بین ما فاصله هاستxa0 فرسنگ هاست. کو دستی که فاصله ها را برداردxa0 دیوارها را پایین بیاوردxa0 و پرده ای بین مان بیاویزد. معشوق من مرا از خودم بگیر وxa0 حجاب ها بردران....
ادامه مطلب
ساکت و سرد و تیره. پریده وز خوابی دوشینxa0 سقف اتاق را نظاره میکنیxa0 که انعکاس درون توستxa0 و چون به درون خویش به نظاره بنشسنی دنیا را،xa0 پر اختلاط وxa0 گرم وxa0 روشن. بوی خدا همه جا را پر کرده است. +xa0نوشته شده در xa0چهارشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۵ساعتxa0۳:۳۰ ق.ظ  توسطxa0صادق افتخاری فرxa0 |xa0 ...
ادامه مطلب
بر فراز انبوهی مردار، لاشخورها در تکاپو. وان طرف در گودی جنگل کفتار پیر می نالد !. +xa0نوشته شده در xa0یکشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۵ساعتxa0۱۲:۰ ق.ظ  توسطxa0صادق افتخاری فرxa0 |xa0 ...
ادامه مطلب
در واپسین لحظات راهxa0 در افق رو به غروبxa0 و شفق رو به پگاهxa0 چونان کاروانی خسته زجای می خیزم وxa0 گرد راه می تکانم. در آن دم که تمام هستی ام زمویی آویزان شدهxa0 معلق بر لبه پرتگاهیxa0 به سان ریشه ی هرز یکی درختxa0 رشته ی صبر را می چسبم وxa0 رو در روی افق به پیش می روم. +xa0نوشته شده در xa0چهارشنبه دهم شهریور ۱۳۹۵ساعتxa0۵:۵۱ ب.ظ  توسطxa0صادق افتخاری فرxa0 |xa0 ...
ادامه مطلب
در مسیر زندگی پابند شده ام با زنجیر،xa0 اما کانگورو وار می پرمxa0 مسیر طولانیستxa0 اما میرسم. +xa0نوشته شده در xa0شنبه سوم مهر ۱۳۹۵ساعتxa0۸:۳۵ ق.ظ  توسطxa0صادق افتخاری فرxa0 |xa0 ...
ادامه مطلب
آموزش جمله به کمک نظریه چامسکی به کودکان دارای اختلالات زبانی: در اینجا شرح مختصری در مورد آنچه که دانش زبانشناسی به حقیر در حیطه ی آموزش جمله سازی به کودکان دارای اختالات زبانی کمک نموده است می پردازم. آنچه در ادامه می آید تجربه ی شخصی خودم در طی کار کردن با این کودکان بوده لذا استناد به منبع خاصی نخواهم کرد. در شروع کار بایستی کودک فعل یا عمل (action) موردنظر ما را درک کرده، بفهمد و...
ادامه مطلب
زمین به قرار می چرخدxa0 همچنان بر مدار خویش. من اما پیوسته درآویزم به کوبیدن میخی پولادین بر سنگی خارا. ضرباتم همگن تر و وزین تر شده است،xa0 تحولی دمیدن گرفته است. +xa0نوشته شده در xa0دوشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۵ساعتxa0۱۲:۰ ق.ظ  توسطxa0صادق افتخاری فرxa0 |xa0 ...
ادامه مطلب
سینه ام را سپر کرده امxa0 از برای گلوله های داغی که ارمغانم می رسد. و جگرم پاره پارهxa0 قلبم خونین وxa0 پگاه در منظر چشمانم تاریک. اما امید اینکه لحظه ی جاودانه ی وصال نزدیک استxa0 لحظه ای بر جای می ایستاندمxa0 که به فراپشت ننگرم وxa0 روبروی خویش را تا امتداد افق چونان شعاع نور تابنده ای دنبال کنم. 11.10.95 +xa0نوشته شده در xa0شنبه یازدهم دی ۱۳۹۵ساعتxa0۹:۴۹ ق.ظxa0 توسطxa0صادق افتخاری فرxa0 |xa0 ...
ادامه مطلب
زمین به قرار می چرخدxa0 همچنان بر مدار خویش. من اما پیوسته درآویزم به کوبیدن میخی پولادین بر سنگی خارا. تحولی احساس می شودxa0 ضرباتم همگن تر و وزین تر شده است....
ادامه مطلب
آموزش جمله به کمک نظریه چامسکی به کودکان دارای اختلالات زبانی: در اینجا شرح مختصری در مورد آنچه که دانش زبانشناسی به حقیر در حیطه ی آموزش جمله سازی به کودکان دارای اختالات زبانی کمک نموده است می پردازم. آنچه در ادامه می آید تجربه ی شخصی خودم در طی کار کردن با این کودکان بوده لذا استناد به منبع خاصی نخواهم کرد. در شروع کار بایستی کودک فعل یا عمل (action) موردنظر ما را درک کرده، بفهمد و بتواند واژه ی آنرا تلفظ کند. حال جمله ی "پسر سیب می خورد" را در نظر بگیرید که در یک تصویری که به کودک نشان داده...
ادامه مطلب
چدار شده ام با زنجیر،xa0 اما کانگورو وار می پرمxa0 مسیر طولانیستxa0 اما میرسم....
ادامه مطلب
الگوی یک طرح تدریس بر اساس یک نظریه زیانشناسی: طی طرح تدریسی که هدفش آموزش نحو است بنده قصد دارم بر اساس نظریات ایکس تیره و کمینه گرا به آموزش نحو به کودکان داری اختلال تاخیر در رشد گفتار و زبان بپردازم یعنی بدین معنا که بر اساس قواعدشان بایستی اهداف آموزشی مان را طراحی و تعیین کنیم بدین شکل که واحدهای بزرگتر از واژه در نحو چگونه شکل می گیرند؟ بر اساس همین جواب می توانیم به آموزش بپردازیم خدا را چی دیدی شاید لطفی کرد و نتایجش روشن و عیان گشت....
ادامه مطلب
زمان قاتلی بی رحم، پنجه می خراشد بر روح منxa0 و در آن روز که بر مسند تو ایستادم،xa0 به دست خویش طومار انقراضم را امضای نمودمxa0 و اکنون پانزده سال می گذرد،xa0 و زمان قاتلی بی رحم بر هیچ کسی رحم نمی کندxa0 و گذشته از دست و پنجه هامان در گریزستxa0 و حال درین لحظه زمان کند می تپدxa0 و روح من به خود می پیچدxa0 اما می داند که بایست توقف نکردxa0 و راه را ادامه داد. چرا که مرا حال خوشی در پیش است. بیا تا بایدهای کهنه را درو بریزیمxa0 وبخودمان بگوییم:xa0 من باید بتوانمxa0 باید این روزها بگذردxa0 من باید...
ادامه مطلب
در نبردی فرساینده،xa0 غولی آهنین پیکر با شاخ الماسینxa0 به همراه هفت غول دیگر در حصاری تنگ فشار آوردهxa0 بر گرده های من، به جنگ برخاسته ام گرفته دست بر پشت خویشم، هیمه ای می اندوزم گردگرد آن غول شاخدار و آن هفت تن دیگر. xa0کبریتی می افشانم در هیمه ها و شعله آتش همی کشد نعرهxa0 غولها به گرد خویش می پیچند وxa0 من مترصدم فرصتی را که،xa0 بر دست پیچم الماسین شاخهای آن غول غول پیکر را. پینه ی خشکیده ی زرد روی دستان خویش را میکنم رویت وxa0 نگاهی هم به شاخهای غول.xa0 ناگهان میجهم بر پشت غول وxa0 میکنم ک...
ادامه مطلب
داغ بر دل می زند باغهای خشکیده اتxa0 و درین بین ما به زر و زیور چهره آراستن مشغولیم.xa0 درد بر جان می خلد آب بر جوی رفته اتxa0 وین بساط معرکه درمان نشاید کرد درد بیکاری که در آن می لولیم. xa0 امشب توی یه کانال عکسهایی از طرح هادی روستایمان رو دیدم و واقعیتش اول خیلی خوشحال شدم ولی بعد ثانیه هایی که دقیق نگاه کردم حالم بد شد. دور و بر استخر خیلی زیبا شده بود اما کف استخر خشکیده بود، جوی های وسط کوچه خیلی مرتب و منظم شده بودند اما تهی از آب حیات. دور و ور حمام و آب انبار خیلی دلنشین شده بود اما دی...
ادامه مطلب
ساکت و سرد و تیره. پریده وز خوابی دوشینxa0 سقف اتاق را نظاره میکنیxa0 که انعکاس درون توستxa0 و چون به درون خویش به نظاره بنشسنی دنیا را،xa0 پر اختلاط وxa0 گرم وxa0 روشن. بوی خدا همه جا را پر کرده است. xa0...
ادامه مطلب
بر فراز انبوهی مردار، لاشخورها در تکاپو. وان طرف در گودی جنگل کفتار پیر می نالد !....
ادامه مطلب
xa0 نظریه بهینگی و آسیب شناسی گفتار و زبان : بخش اولxa0آسیب شناسی گفتار و زبان یکی از رشته های بین رشته ای است که همواره از زبان شناسی، روان شناسی، علوم اعصاب و غیره کمک گرفته است. یکی از این رشته ها که به طور جدی به کمک آسیب شناسی گفتار و زبلن آمده زبان شناسی می باشد. در این میان زبان شناسی نقش مهمی در ارزیابی و درمان اختلالات تولید گفتار داشته است. دو تا از مکاتبی که در بدو شروع این نقش را بر عهده داشته اند ساختار گرایی آمریکایی و مکتب پراگ می باشند. یک گروه از اختلالات تولید گفتار به اختلالات...
ادامه مطلب
در عرق ریزان سحرxa0 با کوله بار زندگی خویشxa0 بدون هیچ پای افزاری، چون بر گرده ی قله کمانه کنی تیزی سنگهای مسیر در جانت می خلدxa0 و تو مسیح وار رها و سبکxa0 نوک قله را، وی راxa0 در نظر خویش می نگری....
ادامه مطلب
در واپسین لحظات راهxa0 در افق رو به غروبxa0 و شفق رو به پگاهxa0 چونان کاروانی خسته زجای می خیزم وxa0 گرد راه می تکانم. در آن دم که تمام هستی ام زمویی آویزان شدهxa0 معلق بر لبه پرتگاهیxa0 به سان ریشه ی هرز یکی درختxa0 رشته ی صبر را می چسبم وxa0 رو در روی افق به پیش می روم....
ادامه مطلب